خسته شدن آدما از هم ، هم نوعی است از آن کل
که این نوعش به هیچی ربطی نداره
فقط یه نفر دوست داره به یکی دیگه بگه:
ببین رفیق سابق!!
تک تک سلولهای دل این حقیر طی یک مکالمه ساده به این نتیجه رسیده اند که
شخص شخیص شما زیادی تکراری شده اید... همین
واکنش طرف هم کاملا بستگی به منطق خودش داره...
هیم؟؟
چرت میگم؟
این پست تکراریست از من برای شما.چون وقتی دیدمش دوباره گفتم آخ که گفتم..به این می گن ثبات شخصیت..
نا گفته نماند به هر حال آدما هم تمام تلاششونو می کنن با هدف حفظ ثبات شخصیت
پس بشنوید که می گفت من زمانی..
با
آجرای رنگی رنگی
مغز من که بماند ..
پ.ن : اطلاعات دقیقی بود در مورد اندازه دقیق مغز من.به شمام ربط نداشت خودم می دونستم
دو تا کف دستت رو زمینه
گردنت یه طرف چرخیده
چشاتو وا کنیو به زمین لبخند بزنی
و جای اینکه به خاطر جاذبش بکوبونی تو سرش اونم با مشت!
از اینکه برات بستری شده در پی یک افتادن ممنونشم باشی..بستری هر چند سفت!
می تونه نباشه
می تونه باشه
می تونه نباشه
ولی
هست
اونی که باید باشه..
هورا
با علایم حیاتی
پس می تونی بش قهوه تعارف کنی..
زندگی همینه.
باور کنید
دو نقطه پرانتز از این وری
عالیه
پیشنهاد می کنم به همتون
علاقه می تونه به هر چی و هر کی باشه
فقط باید کافی باشه
مثل علاقه یه بچه به باد کردن یه کیسه فریزر
و
ترکوندن اون
تو مترو
مطمئنم راحت باشون کنار میام
آیا؟
و خدایی که در این نزدیکیست
اما نه
و خدایی که همین جاست
همین جا
از انگشتام گذشته
به درختا رسیدم
به غیر از جدولای کنار خیابون که قبلا حل شدن
اون = تو _ ما
!!!!
دارم پیر می شم
همین روزاست که آتیش بگیرم..
و همه دایی ادواردها
"ریچارد"
بچه ای را
که در کودکی فال می فروخت
و
بچه ای را
که در کودکی فال می خرید
بارون نمیومد
می دونم داری دروغ می گی
اما ..
یا پشت دستی
دیگه شورشو در اوردن
دلم می خواد
نمی دونم چی ..
که می تونیم اونو خرقش کنیم
اونوقت می شه معجزه ..
یه خرده ظریف کاری داره که اگه نزدیک بین باشی حله!
نباشن..
آسمون خیلی دوره
خیلی..
یک گردی ست که وسطش نیست
پ.ن: از هر کدوم یه دست کامل!
اون یکی پ.ن: لین یه نعمته پس دهنتو ببند!
و به یک نیاز درونیم پاسخ مثبت دادم..
مطمئنم پیاده روی یه غریزه تو انسانای اولیه بوده
که مرور زمان بش خورده این مدلی حذف شده...
به هر حال آدما وقت نداشتن
باید پول می شمردن
ساختمون می ساختن
و
به مشکلات خود ساختشون فکر می کردن!
در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام،خدا بود،
همان در آغاز با خدا بود
همه چیز به واسطه او پدید آمد و از هر آنچه پدید آمد،
هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت ..
انجیل یوحنا
شاد باشید
چون همه چیز رو
حواله به دَرَک کردم
که
جایی برای شما نمونده ..
پ.ن: خیلی مهربونم می دونم :)
و
من به چپم !
علامت رضایت
نیست
نشان خفگی ست!
